مگس خزانه برنجEphydar afghanica Dahl
مگس Ephydra afghanica در گروه ریپاریا قرار دارد . این حشره به مگس های آب شور معروف است چون اغلب در سواحل باتلاقهای شور و قلیایی و اطراف چشمه های آب گرم و آب معدنی بطور فراوان یافت می شود. این حشره در حال حاضر در مزارع برنج استان های فارس و اصفهان وجود دارد.
شکل شناسی :
حشره کامل :
حشره کامل مگس متوسطی است به طول 4 میلیمتر ، سر عریض ، چشم های مرکب کوچک و به رنگ قهوه ای تیره و روی بدن را گرد خاکستری رنگ پوشانده است، وسط پیشانی برّاق و معمولا" دارای یک جفت موی زبر صلیب مانند در نزدیکی لبه کناری است. موی شاخک کرکدار و بند سوم فاقد موی طویل بیرونی می باشد. سپرچه در امتداد محور میانی به رنگ آبی متمایل به سبز متالیک برّاق است. پاها بجز در قسمت پیش ران پاهای میانی و عقبی که خاکستری است بقیه زرد رنگ می باشند . پنجه ها بطرف مفصل هر بند تیره رنگ می شود و پنجه انتهای مجهز به یک جفت ناخن دراز ، مستقیم و فاقد بالشتک بین ناخن ها است. رگبالها زرد رنگ ، شکم قهوه ای و خاکستری و پنجمین حلقه پشتی شکم در نرها 5/2 برابر حلقه چهارم است و گوشه جلویی زیری آن تشکیل برآمدگی اسکلروتینی را می دهد. در نرها لبه ثانویه بسیار کشیده ، استوانه ای و نسبتا" مضرس است.
تخم ها :
تخمها بیضوی ، سطح آن مشبک و تقریبا" یک میلیمتر طول دارد.
لارو:
لاروها تقریبا" استوانه ای سر و بند اول قفسه سینه قابل جمع شدن در یکدیگر بوده ، قفسه سینه باریک شده و قسمت انتهایی بدن بعد از سوراخ مخرجی نیز به یک لوله یا غلاف هوایی استوانه ای یا سیفون منتهی می شود که در انتها دو شاخه شده و در نوک آنها در اطراف حفره مرکزی تارهای داخل شونده تنفسی قرار دارد. در این قسمت چهارم موی پره دار نیز وجود دارد. پاهای شکمی به تعداد هشت جفت و در سطح هر کدام 2-3 ردیف قلاب و هر ردیف از 4 تا 5 قلاب تشکیل شده است. آخرین جفت پاهای شکمی کلفت تر و قلاب های روی آنها مقابل قلاب های بند قبلی قرار گرفته است.
شفیره :
شفیره ها ، قهوه ای رنگ و صفحه پشتی قفسه سینه دارای لبه مشخصی است که در موقع خروج شفیره شکاف برداشته و باز می شود . قسمت دم کم و بیش کو تاهتر و ضخیم تر از این قسمت می باشد ، دو جفت قلاب شکمی انتهایی سبب آویزان و ثابت شدن شفیره ها به ریشه برنج می شود.
زیست شناسی :
این حشره زمستان را به صورت تخم های مقاوم به خشکی در داخل خاک مزارع برنج به سر می برد. زمان ظهور حشرات کامل هر نسل به ترتیب اوایل خرداد، اواخر خرداد، اواخر تیر ماه و اواسط مرداد ماه می باشد و با توجه به زمان نشاءکاری 1 تا 2 نسل از زندگی حشره در خزانه و بقیه در زمین اصلی طی می شود. لاروها با استفاده از پاهای شکمی به توده ریشه برنج و حتی توده جلبکها چسبیده و از آنها تغذیه می کنند. دوره زندگی از تخم تا ظهور حشرات کامل 16-19 روز طول می کشد که این دوره با تغییرات جمعیت حشرات کامل در مزرعه تقریبا" مطابقت دارد. دوره زندگی هر نسل 20تا 30 روز طول می کشد .
کنترل :
استفاده از زنبور پارازیتوئید از خانواده Pteromalidae بنام Urolepis sp. می باشد.
نه تارتن دو لکه ای Tetranychus urticae Koch این آفت انتشار جهانی دارد و یکی از چند خوارترین آفات شناخته شده محصولات کشاورزی دنیا می باشد. به طوری که بیش از 1000 گونه میزبان در یکصد خانواده گیاهی دارد. این آفت علاوه بر عرصه های کشاورزی ، در عرصه های جنگلی و مرتعی نیز یکی از مهمترین عوامل خسارتزا می باشد. در گذشته گونه غالب را Tetranychus turkestani (U.&N.) می دانستند ولی در بررسی های صورت گرفته روی نمونه های جمع آوری شده از مناطق مختلف پنبه کاری کشور گرگان، گنبد،اشتهارد،ورامینو دشت مغان، مشخص شد که هویت علمی کنه تارتن دولکه ای موجود در مناطق پنبه کاری کشورT.urticae است.
شکل شناسی :
افراد ماده درشت تر از افراد نر می باشند انتهای بدن در افراد نر دوکی شکل و رنگ بدن آنها فصلی است، به طوری که در بهار و تابستان ، سبز متمایل به زرد با دو لکه پشتی جانبی تیره می باشد. و دراواخر پاییز و زمستان بدلیل بیرون فرستادن مواد داخل روده ها به رنگ قرمز است. شکل بدن در مرحله لاروی تقریبا" کروی است، لاروها دارای سه جفت پا ، ولی تمام مراحل پورگی و بالغ دارای چهارجفت پا هستند. اشکال نر و ماده از استراحت دوم به بعد قابل تشخیص می باشند . مهمترین صفت برای تعیین هویت علمی این گونه ، شکل قسمت خارجی دستگاه تناسلی نر است. یکی از برجسته ترین علامت فعالیت این آفت وجود تارهای ابریشمی در پشت برگ گیاهان میزبان می باشد.
زیست شناسی :
این آفت زمستان را به صورت افراد ماده و بالغ جفتگیری کرده در لابلای بقایای گیاهی، زیر کلوخه ها ، روی گیاهان همیشه سبز و علف های هرز حاشیه مزرعه سپری می کند . وقتی شرایط آب وهوایی مساعد می شود، پناهگاه های زمستانه را ترک کرده و روی علف های هرز داخل و حاشیه مزرعه مستقر می شود و 1-2 نسل اول را روی آنها ایجاد می نماید . بعد از استقرار بوته های پنبه در مزرعه روی آنها انتقال یافته و تا اواسط پاییز 7-8 نسل را در روی بوته های پنبه تولید می کند. طول روز یکی از فاکتورهای موثر در شروع دیاپوز می باشد. در پاییز بعد از اینکه دوره روشنایی به کمتر از 10 ساعت برسد، به دیاپوز می رود . وجود تداخل نسل در این آفت امری کاملا" طبیعی است و به همین دلیل در پشت برگ ها مراحل مختلف زیستی آفت شامل تخم،لارو،پروتونیمف(پوره سن یک)،دئوتونیمف(پوره سن دو) و بالغ به طور همزمان مشاهده می شود. در بین مراحل مختلف زیستی آفت سه مرحله استراحت اتفاق می افتد. رشد این افت اغلب در پشت برگ های پنبه و تغذیه آن از شیره سلولی می باشد. این آفن در هر دقیقه 18 سلول را از بین می برد. حداکثر خسارت در اواخر مرداد و اواسط شهریور دیده می شود. خسارت ابتدا به صورت برنزه شدن برگ ها و سپس قهوه ای و خشک شدن آنها ظاهر می شود البته این وضعیت زمانی اتفاق می افتد که تراکم آفت بالا باشد.
روش های کنترل
الف : بیولوژیکی
کنه تارتن دو لکه ای ، دشمنان طبیعی متعددی در مناطق پنبه کاری دارد که در بین آنها ، Stehorus gilvifrons، Orius minotum وAnystis baccarum از انبوهی بالایی برخوردار هستند .
ب : شیمیایی
در صورت بالا بودن جمعیت می توان از سمومی نظیر فن پایروکسیمیت برای کنترل این آفت استفاده نمود.
تخم 1 حشره بالغ 8 استراحت سوم 7 پوره سن دو 6 استراحت دوم 5 پوره سن یک 4 استراحت اول 3 لارو 2 سیکل زندگی کنه تارتن دو لکه ای
کرم ساقه خوار نواری برنج Chilo suppressalis Walker
این آفت در ایران اولین بار توسط ابرت از برنج کاری های روستای سرخانی شهسوار ، جمع آوری و گزارش کرده اند و در حال حاضر در تمام مناطق برنج کاری استان های گیلان ، مازندران و گلستان انتشار دارد .
شکل شناسی
حشره کامل :
رنگ عمومی بدن ، زرد و گاهی متمایل به قهوه ای روشن است. در بال های جلویی حشرات کامل ، چند لکه نقره ای رنگ و در حاشیه انتهای هر بال 5 لکه قهوه ای وجود دارد. بالهای زیرین به رنگ زرد متمایل به سفید و اطراف بال ها مجهز به ریشک می باشد.
تخم :
تخم ها ابتدا به رنگ سفید متمایل به کرم بوده و در موقع باز شدن به رنگ خاکستری در می آیند.
لارو:
رنگ کپسول سر آنها ، زرد روشن و نسبتا" متمایل به قهوه ای است. در سطح پشتی بدن ، 5 نوار طولی به رنگ ارغوانی روشن کشیده شده است که سه نوار آن در وسط و دو نوار دیگر در طرفین قرار دارد نوار وسطی –پشتی باریک می باشد .
شفیره :
شفیره به رنگ قهوه ای روشن است . محل تشکیل آن در بهار و تابستان ، داخل ساقه های باقی مانده برنج در مزرعه می باشد .
خسارت :
لارو آفت به ساقه برنج حمله می کند. علائم خسارت در گیاه میزبان به دو صورت ظاهر می شود . اگر گیاه جوان مورد حمله قرار گیرد ، برگ میانی ( جوانه مرکزی ) زرد شده و کم کم خشک می شود. این خسارت معمولا" توسط نسل اول آفت در مرحله رویشی برنج ایجاد می شود. در این مرحله ، عکس العمل گیاه میزبان ، بصورت تولید ساقه های جانبی ظاهر می شود و بدین وسیله بوته های آسیب دیده ، تا حدودی خسارت وارده را جبران می کنند. اما اگر حمله آفت مصادف با ظهور خوشه ها و گل کردن بوته ها باشد، گیاه نمی تواند خسارت وارده را جبران نماید بنابراین ، دانه ای در خوشه تشکیل نمی شود و سبب سفید شدن خوشه ها می گردد. اگر آلودگی در شروع تشکیل دانه ها صورت گیرد سبب لاغری و شکننده شدن آنها می شود. ساقه های آلوده بسیار ضعیف و شکننده بوده به طوری که در اثر نسیم شکسته شده و باعث خراب شدن و انهدام ساقه های مجاور می گردند. اگر مبارزه با نسل اول به خوبی انجام نگیرد و حمله آفت در مرحله گل کردن برنج صورت گیرد ، در آن صورت یا دانه اصلا" تشکیل نمی شود و یا اینکه خوشه های برنج سفید رنگ ، لاغر، سبک و بسیار شکننده مانده و در موقع خرمن کوبی ، برنج ها خرد شده و از نظر قیمت و بازار پسندی ، بسیار تنزل پیدا می کنند. در موقع برداشت نیز ساقه های آلوده به کرم ساقه خوار با وزش باد شکسته و روی زمین می افتند . این ساقه ها دارای سوراخ های ریز زیادی هستند که در داخل آنها لاروهای زیادی دیده می شود .
زیست شناسی
این آفت زمستان را به صورت لارو کامل در داخل پوشال های باقیمانده محصول بعد از برداشت و علف های هرز میزبان واسط موجود در مرزهای برنج حاشیه مزارع و نهرهای آبیاری شامل سوروف و اویارسلام سپری می کند. کرم ساقه خوار از لحاظ دامنه میزبانی چند خوار بوده و در مزارع برنج در دوره رشد برنج (خزانه و زمین اصلی ) ، روی بوته ها تخمریزی کرده و سیکل زندگی و نسل های خود را در روی میزبان اصلی تکمیل می نماید و پس از برداشت برنج ، لاروها به روی علف های هرز موجود در اطراف مزرعه مهاجرت می نمایند. و در اواخر فروردین ماه بتدریج شفیره ها تبدیل به حشرات بالغ می شوند که پروانه های نر و ماده 24 ساعت پس از ظهور ، جفت گیری کرده و افراد ماده تخمهای خود را در دستجات 3-27 عددی روی ساقه ، سطح زیرین و یا رویی برگهای فوقانی برنج قرار می دهند. تخم های خود را بیشتر در برگ های پایینی و یا جایی از ساقه که مجاور برگ باشد قرار می دهند. حشرات ماده پس از تخمگذاری ، روی تخم ها را با ماده قهوه ای رنگی می پوشانند. لاروهای حاصله ابتدا از قسمت سبز برگ ها تغذیه می کنند. این آفت در سن 1 و 2 لاروی برگخوار است و از سن 3 وارد غلاف برگ مورد حمله شده و از همانجا ساقه را سوراخ کرده و به داخل ساقه نفوذ می کند و با تغذیه از داخل ساقه ها باعث قطع آوندها، زردی و پژمردگی و خشک شدن برگ ها می شود. لاروهای سن آخر قبل از اینکه به شفیره تبدیل شوند قسمتی از ساقه برنج را به طرز ظریفی نازک می کنند تا پروانه ها بتوانند به راحتی از آنجا خارج شوند. خروج حشرات کامل مصادف با سبز شدن نشاء ها در خزانه است.
روش های کنترل
الف : کنترل زراعی
1. جمع آوری برگ های آلوده در هنگام نشاء
2. اجرای کشت گیاه دیگر بعد از برداشت برنج
3. کف بر کردن محصول
4. جلوگیر از انتقال آفت به انبار
5. آب تخت نمودن مزرعه بلافاصله بعداز شخم
6. کندن و سوزاندن علف های هرز حاشیه مزارع
7. استفاده از ارقام زودرس یا تهیه خزانه زیر پلاستیک
8. اسنفاده از ارقام مقاوم
ب : شکار پروانه ها با تله نوری
ج : کنترل فرمونی
د : کنترل شیمیایی
استفاده از دیازینون 10% و 5% ، پادان 4% و فورادان گرانول 3% طبق فرمول های زیر برای کنترل شیمیایی این آفت قابل توصیه است.
_ اولین گرانول پاشی 21 روز بعد از نشاء و دو نوبت بعدی به فاصله 3 هفته تکرار می شود.
|
سموم |
نوبت اول |
نوبت دوم |
نوبت سوم |
|
دیازینون5% |
30 کیلو در هکتار |
40 کیلو در هکتار |
40 کیلو در هکتار |
|
دیازینو 10% |
15 کیلو در هکتار |
20کیلو در هکتار |
20 کیلو در هکتار |
|
فورادان 3%(گرانول) |
15 کیلو در هکتار |
20 کیلو در هکتار |
20 کیلو در هکتار |
|
پادان 4%(گرانول) |
30 کیلو در هکتار |
35 کیلو در هکتار |
35 کیلو در هکتار |
مبارزه بیولوژیکی :
1. زنبور پارازیتوئیدApanteles sp. از خانواده Braconidae
2. گونه های متعددی از جنس Trichogramma sp. از قبیل T.brassicae، Trichogramma japonica پارازیتوئید تخم آفت می باشند. زنبور پارازیتوئید T. maidis را در زمانهای مختلف رها سازی نمودند و نتیجه گرفتند، رها سازی این زنبور مصادف با ظهور نسل دوم کرم ساقه خوار برنج ، کار سازتر از نسل اول بوده و به خوبی می تواند جمعیت آفت را تحت کنترل در آورد. 3. سوسک های خانواده Staphylinidae شکارگر تخم پروانه ها هستند. 4. پوره ها و حشرات کامل سن شکارچی Andrallus spinidens از لاروها تغذیه می کنند.
عوامل تغییر دهنده جمعیت آفت
1. دیر کشت نمودن مزرعه
2. بقایای گیاهی
3. قطع بوته ها از بالاتر از 7 سانتیمتری
4. ارقام با سیلیس پایین
5. برنج هایی که برگ و ساقه طویل دارند ، به تغذیه و خسارت آفت حساستر می باشند. بنابراین، وضعیت گیاه در تغذیه آفت بسیار تعیین کننده است .
6. مصرف بیش از اندازه کودهای شیمیایی .
کرم قوزه پنبه Heliothis obsolete F.
گونه ای است پلی فاژ و همه جایی ، که در ایران در اکثر نقاط پنبه کاری کشور نظیر گرگان ، گنبد ، دشت مغان ، کرمان و فارس انتشار دارد. لاروهای این آفت با تغذیه از پنبه ، توتون ، گوجه فرنگی ، آفتابگردان ، ذرت ، سوژا ، کنجد و نخود ایجاد خسارت می کنند .
شکل شناسی
حشره کامل :
حشره کامل پروانه ای که رنگ بدن بسیار متغیر است ولی عمدتا" خاکستری یا سبز روشن می باشد . معمولا" بال های جلویی به رنگ قهوه ای روشن بوده و دارای یک لکه لوبیایی و یک لکه گرد تیره هستند علاوه بر این ، بال های جلویی دارای یک نقطه سیاه رنگ بوده و در حاشیه خارجی آنها یک نوار عرضی مضرّس وجود دارد. بالهای عقبی سفید رنگ و در حاشیه بیرونی دارای یک هاله تیره پهن است. اطراف بال ها مجهز به ریشک می باشد.
تخم :
تخم های این حشره به شکل گرد، پهن و در طرفین مسطح هستند. رنگ آنها ابتدا سفید متمایل به زرد می باشد که به نسبت پیشرفت دوره رشد جنینی تیره تر می شود .
لارو:
لاروهای این آفت دارای رنگهای بسیار متفاوت بوده ولی عموما" سبز روشن می باشند . لارو جوان به رنگ سفید متمایل به کرم با کپسول سر قهوه ای است. در طول بدن لارو ها خطوط تیره ای کشیده شده است . بعلاوه ، در طرفین بدن آنها نیز یک خط تیره و یک خط روشن وجود دارد .
شفیره :
رنگ آن متغیر ، از زرد کهربایی روشن تا قهوه ای بلوطی دیده می شود . همچنین در انتهای بدن شفیره 2 عدد خار یک میلیمتری وجود دارد.
خسارت و گیاهان میزبان :
این حشره یکی از آفات مهم سبزیجات و صیفی جات محسوب می شود و در ایران مخصوصا" به پنبه ، نخود ، نخود فرنگی ، گوجه فرنگی ، یونجه ، توتون و ذرت خسارت وارد می کند . در مزارع پنبه ، لارو ها پس از ظاهر شدن ، ابتدا از پارانشیم برگ ها و سپس از غنچه و گل تغذیه می کنند. وقتی لاروها وارد قوزه ها می شوند ، با تغذیه از الیاف قوزه ها باعث کوتاهی ، کثیفی ، و کاهش ارزش اقتصادی الیاف می گردند . در مواردی تمام لارو داخل قوزه نمی شود و نیمی از آن خارج از قوزه باقی می ماند . سوراخ ورودی غالبا"بالای قوزه می باشد.
زیست شناسی
این حشره زمستان را در اکثر مناطق کشور به صورت شفیره در عمق 4 تا 10 سانتیمتری داخل خاک سپری کرده و در اوایل بهار وقتی که درجه حرارت هوا به حدود 18 تا 20 درجه سانتیگراد می رسد ، به فرم بالغ تبدیل می شود . اولین گروه از پروانه ها در دهه اول فروردین ماه در طبیعت دیده می شوند . حشرات ماده پس از ظهور ، چند بار جفت گیری و سپس تخمگذاری می کنند . در یک قوزه ممکن است 7 تا 8 لارو هم وجود داشته باشد ، ولی اغلب در روی یک قوزه بیش از یک لارو دیده نمی شود ، زیرا موقعی که تعداد لارو در داخل یک قوزه بالا باشد ، همخواری اتفاق افتاده و لاروهای جوان اغلب توسط لاروهای درشت و مسن خورده می شوند . لاروها پس از رشد کامل به روی خاک افتاده و در عمق 6 سانتیمتری خاک به شفیره تبدیل می شوند . این حشره در مناطق سرد 2 تا 3 نسل و در مناطق معتدل 4 تا 5 نسل در سال ایجاد می نماید .
روش های کنترل
الف: کنترل زراعی
1. شخم بعد از برداشت محصول پنبه در پاییز و یا در اوایل زمستان
2. استفاده از ارقام مقاوم همچنین صفاتی نظیر براکته های فرخورده ، وسعت برگ ( کوچکی اندازه ) و رنگ قرمز بوته ها نیز از خصوصیاتی هستند که با تحمل بوته ها به کرم قوزه همبستگی مثبت دارند ، لذا در نظر گرفتن این خصوصیات می تواند در انتخاب رقم و جلوگیری از خسارت موثر باشد .
ب: کنترل مکانیکی
با استفاده از B.t بدین لحاظ می توان از پتانسیل های موجود در کشور در جهت کنترل آن بهره گرفت و یا حتی المقدور از فرم تجارتی داپیل و یا باکتوسپئین استفاده نمود.
ج: استفاده از فرمون
د: کنترل شیمیایی
آوانت 15% به میزان 250 سانتیمتر مکعب در هکتار از لحاظ دوام و قابلیت آفت کشی در مقام اول و آوانت 15% به میزان 200 سانتیمتر مکعب در هکتار ، لاروین 75% به میزان یک کیلو گرم در هکتار و تیودان 35 % به میزان 3 لیتر در هکتار به ترتیب در رتبه های دوم تا چهارم قرار داشتند . همچنین ، سمومی نظیر گوازتیون خالص به نسبت 1 لیتر در هکتار ، سیپرمترین امولسیون 40% به نسبت 3/0 لیتر در هکتار و فن والریت یا سومیسیدین 20% به نسبت یک لیتر در هکتار نیز قابل توصیه می باشد . همچنین ، سم دسیس نسبت به سموم دیگر در کنترل آفت فوق موثرتر بوده است .
کرم خاردار پنبه Earias insulana Boisd.
این حشره یکی از آفات مهم پنبه در اکثر نقاط جهان غیر از قاره آمریکا است و در حال حاضر در کشورهایی نظیر مصر ، سوریه ، عراق ، ترکیه ، ژاپن ، چین ، تایلند ، پاکستان ، هندوستان ، کشور های حاشیه دریای مدیترانه و استرالیا یافت می شود . در ایران نیز در خراسان ، بلوچستان ، خوزستان ، جیرفت ، فارس ، گرگان ، گنبد ، ورامین ، گرمسار ، اشتهارد و ساوه انتشار دارد . این آفت از کنف ، بامیه ، ختمی و گاو پنبه تغذیه می نماید.
شکل شناسی
حشره کامل :
حشره کامل پروانه ای کوچک که رنگ سر، قفسه سینه ، و بال های جلویی سبز مغز پسته ای بوده و روی بال های جلویی سه نوار موج دار کمی پر رنگ تر از متن آن دیده می شود . در موقع استراحت که بال ها روی بدن قرارمی گیرند علامتی شبیه W را ایجاد می نمایند . این علامت به رنگ سبز- زردو یا سبز دیده می شود ، گاهی نیز این نوارها وجود ندارند که در این صورت تمام سطح بال های جلویی سبز یکنواخت می باشد. بال های زیری به رنگ سفید متمایل به نقره ای یا خاکستری بوده و شکم و پاها خاکستری رنگ است. پروانه های نسل پاییزه به رنگ زرد متمایل به قهوه ای هستند.
تخم :
تخم های ایم حشره به رنگ آبی کمرنگ بوده و در قسمت سطحی دارای 30 عدد شیار می باشند که در دو سوی قطبین کشیده شده ، ولی هیچگاه به قطبین نمی رسند.
لارو:
این آفت دارای 5 نسل لاروی است . هر کدام از حلقه های بدن به جز سر و پیش قفسه سینه دارای 4 عدد برجستگی غده مانند گوشتی و مودار هسنتد که به همیت دلیل نیز به آن خاردارمی گویند . اندازه غده های بند های ابتدایی بزرگتر از عقبی است. رنگ عمومی بدن لاروها قهوه ای تا خاکستری هستند.
شفیره :
شفیره در داخل پیله ای شبیه قایق وارونه است ، تشکیل می شود. رنگ آن قهوه ای و رنگ پیله سفید چرک یا قهوه ای می باشد. شفیره ها به ندرت در داخل خاک تشکیل می شوند . قسمت عریض پیله دارای یک شکاف طولی برای خروج حشرات کامل شب پره است که دو طرف این شکاف به وسیله تارهای ظریفی بهم متصل شده و در مواقعی که به پیله فشاری وارد شود این شکاف قابل رویت می باشد .
خسارت
کرم خاردار از مهمترین آفات پنبه است و وجود آن در بعضی مناطق ، کشت این محصول را غیر ممکن می سازد . این آفت علاوه بر پنبه به کلیه گیاهان خانواده پنیرکیان نظیر انواع ختمی و بامیه حمله می کند . لاروها با تغذیه از غنچه های پنبه باعث ریزش آنها شده و با ورود به داخل قوزه ها سبب کاهش کیفیت ، طول الیاف و کثیفی آنها می گردند. لاروها قبل از تشکیل قوزه ها ، از جوانه های انتهایی بوته ها تغذیه کرده و موجب پژمردگی و خشک شدن آنها می شوند.
زیست شناسی
این آفت زمستان را در نقاط گرم ، بصورت مراحل مختلف زیستی و در مناطق سرد فقط به فرم شفیره سپری می نماید. حشرات ماده در بهار پس از خروج از پوسته شفیرگی ، جفت گیری کرده و سپس تخم ها را به صورت انفرادی روی قوزه و یا در نزدیکی آن قرار می دهند . هر حشره ماده حدود 400 تا 500 عدد تخم می گذارد . لاروهای سن یک ، بعد از 3 تا 4 روز ، از پوسته تخم خارج شده و شروع به تغذیه از جوانه های انتهایی و غنچه ها می نمایند؛ سپس وارد جوانه مرکزی می شوند و در صورت وجود قوزه ها وارد آنها شده و از الیاف نارس و دانه ها تغذیه می نمایند . دوره لاروی 25 تا 30 روز و دوره شفیرگی 10 تا 15 روز طول می کشد . این آفت در شرایط آب و هوایی خوزستان در هر سال 4 تا 5 نسل ، ولی در شرایط جیرفت 7 تا 8 نسل دارد که از این تعداد 5 تا 6 نسل در روی پنبه فعالیت دارد.
روش های کنترل
الف : زراعی
1. جمع آوری وانهدام بقایای گیاهان آلوده ، بویژه آنهایی که پای بوته ها ریخته شده اند.
2. شخم عمیق در اواخر پاییز یا اوایل زمستان
3. از بین بردن گیاهان میزبان ثانوی در سالهایی که مزرعه در شرایط آیش یا تناوب قرار دارد .
4. در مناطق آلوده باید آخرین چین در پاییز زودتر از موعد برداشت شود.
ب : بیولوژیکی
استفاده از عوامل بیولوژیک نظیر زنبور Microbracon brevicornis
ج : فرمونی
د: شیمیایی
امولسیون 35% تیودان 3 لیتر در هکتار ، لاروین 80Df 1 کیلو در هکتار ، سوین 85% - 2.5 تا 3 کیلو در هکتار ، سومیسیدین7/0 لیتر در هکتار
*حتی المقدور سعی گردد سمپاشی ها فقط در موارد لزوم و متناسب با تعداد نسل آفت انجام شود . *
سن هاي زيان آور گندم
بيش از 10 گونه سن زيان آور غلات در ايران جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين آنها سن گندم(Eurygaster integriceps Put.) ازاهميت اقتصادي بيشتري برخوردار است.
سن گندم Eurygaster integriceps Put. (Scutelleridae, Heteroptera)
اين گونه مهم ترين آفت كشاورزي كشور ما به شمار مي آيد. به جز مناطق خوزستان، اراضي ساحلي خليج فارس، درياي عمان ، درياي خزر و كويرهاي مركزي فلات ايران، اين آفت در ساير مناطق كشور وجود دارد
(رجبي، 1379). بر اساس ميانگين سطح مبارزة شيميايي با سن گندم طي سال هاي 79-1375 استان هاي فارس، همدان، كرمانشاه، مركزي، كردستان، اصفهان، لرستان و تهران به ترتيب با 24، 7/13، 6/13، 8 ، 9/7، 1/7، 9/4 و 5/4 درصد سهم مبارزه شيميايي با سن گندم در كشور، از مهم ترين مناطق سن خيز كشور به شمار مي آيند.
سطح مبارزة شيميايي با سن گندم در 25 سال اخير روند فزاينده اي داشته است به طوري كه اين سطح از 75000 هكتار در سال 1355 به 1200000 هكتار در سال 1380 رسيده است (هيربد، 1380). تخريب مراتع و توسعة ديم زار ها خصوصآ در غرب كشور از مهم ترين دلايل گسترش مناطق انتشار و طغيان سن گندم در سال هاي اخير بوده است(رجبي،1372). در سال هاي اخير 40 -50 درصد سهم مبارزة شيميايي با سن گندم در اراضي ديم استان هاي غربي كشور كه تخريب مراتع در آنها شديد بوده است، صورت گرفته است (بغدادچي، 1371).
سن گندم هم به صورت كمي( خسارت به برگ، خشك كردن جوانه مركزي، سفيد كردن وخشك كردن سنبله ها و يا قسمتي از آنها توسط سن مادر) و هم به صورت كيفي ( سن زدگي دانه ها توسط پوره ها و سن هاي نسل جديد) خسارت وارد مي كند. طبق يك برآورد نظري در 3 ميليون هكتار اراضي آلوده كشور، در صورت عدم مبارزه با سن گندم حدود 90 هزار تن خسارت كمي و 900 هزار تن خسارت كيفي ايجاد خواهد شد.
طبق بررسي هاي بهرامي(1377) هر سن مادر به طور متوسط 61 جوانه مركزي و 2/12 سنبله را در شرايط ديم خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن 6/1 سن مادر در متر مربع است. در طرح جامع سن گندم كاهش محصول به ازاي هر سن مادر در شرايط ديم 8/43 كيلوگرم و سطح زيان اقتصادي آن 8/1 عدد در متر مربع برآورد گرديده است(بي نام، 1377). طبق بررسي هاي رضابيگي(1379) هر سن مادر در مزارع آبي در شرايطي كه ترميم خسارت صورت نگيرد، 1/3 گرم(حدود 30 كيلو گرم در هكتار) خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن حدود 3 عدد در متر مربع است. نور(1381) سطح زيان اقتصادي سن مادر را در شرايط آبي 7-8 عدد در متر مربع برآورد كرده است.
حد قابل تحمل سن زدگي دانه ها 2 درصد است و دانه هايي كه بيشتر از 2 درصد دانة سن زده داشته باشند فاقد كيفيت نانوايي هسـتند. با افزودن برخي از افزودني هـاي مجاز مي توان اين نرم را كمي افزايـش داد(عسگريان زاده، 1377).( بهرام 1377) سن زدگي دانه ها به ازاي هر پوره سن 5 را در زمان برداشت گندم ديم حدود 6/0 درصد برآورد كرده و سطح زيان اقتصادي پوره ها را 3-4 پوره در متر مربع ذكر كرده است. رضابيگي(1379) سطح زيان اقتصادي پوره ها را به طور متوسط 2/8 عدد در متر مربع برآورد كرده است. اين ميزان در ارقام رشيد و سرداري به ترتيب 3/5 و 7/6 و در ارقام فلات و گلستان كه تحمل بيشتري دارند، به ترتيب 8/11 و 6/9 عدد است. نوري(1381) سطح زيان اقتصادي پوره ها را در شرايط آبي 11-12 پوره در متر مربع برآورد كرده است.
از نظر زيست شناسي، سن گندم سرتاسر تابستان، پائيز و زمستان ( حدود 9 ماه از سال) را در پناهگاه هاي تابستانه و زمسـتانه آن در ارتـفـاعات، زير بوتـــه هاي گــون (Astragalus spp.)، درمـــنـه ( Artemisia spp.)، كــلاه مـير حــسنAcantholimon spp.)) و چوبك (Acanthophillum spp.) و در جنگل هاي بلوط غرب كشور در زير برگ هاي ريزش كرده بلوط و برخي ديگر از درختان و درختچه ها به سر مي برد. اين سن ها دياپوز داشته و در اوايل بهار به مزارع گندم و جو ريزش مي كنند. سن گندم تنها يك نسل در سال دارد(رجبي، 1379).
