مديريت تلفيقي شته هاي زيان آور غلات
ــ در بين شكارگرهاي شته هاي غلات گونه هاي مختلفي از جنس هاي Coccinella، Scymnus ، Hippodomia ، Adalia از خانوادة Coccinellidae جمع آوري و شناسايي شده اند كه در كاهش جمعيت شته هاي غلات نقش موثري دارند. در بين بالتوري هاي خانوادة Chrysopidae گونه هايي از جنس Chrysoperla خصوصآ Chrysoperla carnea در كنترل طبيعي شته هاي غلات اهميت دارند. لارو گونه هاي مختلفي از مگس هاي Syrphidae از شكارگرهاي خوب شته هاي غلات به شمار مي آيند. گونه هايي از عنكبوت هاي شكارگر اين شته ها نيز شناسايي شده اند(اميرنظري و همكاران، 1381).
در بين زنبورهاي پارازيتوئيد شته هاي غلات گونه هايي از جنس Aphelinus از خانوادة Aphelinidaeو گونه هايي از جنس هاي Aphidius ، Diaertiella، Ephedrus ، Lysiphlebus و Praon جمع آوري و شناسايي شده اند (مصدق ، 1370 ; احمدي و سرافرازي، 1372; بنداني، 1372; رضواني، 1373 و مجني و بيات اسدي، 1374).
ــ استفاده از ارقام مقاوم يكي از بهترين روش هاي كنترل شته هاي غلات خصوصاً شته روسي گندم است. در رابطه با شناسايي منابع مقاومت و تعيين مكانيسم هاي مقاومت ارقام گندم در برابر شته هايي غلات بررســي هــايــي توسط كاظمي (1368)، احمدي و سرافرازي (1372)، نعمت اللهي و احمدي(1377)، پورحاجي و احمدي(1378)، شكاريـــان و هـــمكاران(1379)، كاظمي و همكاران(1380) و موحدي و همكاران(1381) صورت گرفته است.
ــ ارزيابي دقيق ميزان خسارت و تعيين سطح زيان اقتصادي شته هاي غلات خصوصاً شته روسي گندم يكي از
نياز هاي اساسي براي مديريت كنترل آنها است و لازم است بررسي هاي دقيقي در اين خصوص صورت بگيرد.
ــ آلودگي مزارع غلات به شته روسي گندم از حاشية مزارع شروع مي شود و شبكه هاي مراقبت مي بايست با
بازديد هاي منظم اين مزارع را تعيين كنند. در صورت مشاهده آلودگي شديد، مي توان حاشية اين مزارع را به صورت نواري سمپاشي كرد (رضواني، 1373). اكسي ديمتون متيل EC 25% ( يك ليتر در هكتار)،
ديمتوات EC 40% ( 5/1 ليتر درهكتار) و پريميكارب WP 50% (يك كيلو در هكتار) و تيومتون EC 25%( 1-5/1 ليتر درهكتار) از سمومي هستند كه در صورت تراكم شديد شته روسي گندم، توصيه مي شوند(سازمان حفظ نباتات ،1375 ).
شته هاي زيان آور گندم
شته هاي زيان آور غلات از آفات درجة دوم مزارع غلات به شمار مي آيند. در بعضي سال ها جمعيت و خسارت برخي از گونه ها (خصوصآ شته روسي گندم) افزايش يافته و خسارت قابل توجهي به مزارع گندم و جو وارد مي كنند. طبق گزارش سازمان حفظ نباتات سطح مبارزة شيميايي با شته هاي غلات در سال 1379 حدود 17000 هكتار بوده است كه عمدتآ براي كنترل شته روسي گندم صورت گرفته است.
شته هاي زيان آور غلات را از نظر محل فعاليت بر روي گياه به دو گروه تقسيم مي شوند: الف) شته هايي كه روي ريشة گندم و جو فعاليت مي كنند و اهميت اقتصادي ندارند. ب) شته هايي كه روي اندام هاي هوايي گياه فعاليت مي كنند و اهميت اقتصادي آنها بيشتر از گروه اول است. اين شته ها علاوه بر خسارت مستقيمي كه دارند، ناقل برخي از بيماريهاي ويروسي گندم و جو نيز به شمار مي آيند. از گروه اول 2 گونه كم اهميت و از گروه دوم 6 گونه كه داراي اهميت بيشتري هستند، به شرح زير معرفي مي شوند:
شته برگ ال Anoecia corni (Fabricius) (Anoecidae, Homoptera)
اين شته بيشتر در شمال ايران، اطراف كرج و قزوين جمع آوري شده است و فاقد اهميت اقتصادي است. ميزبان اصلي آن درخت ال (Cornus ) اسـت وروي برگ آن ايجاد گـال كرده و سپس به طرف ريشة گـندمـيان مهاجرت مي كند.اين شـته در منـاطـقي كه اين درخت وجود نداشتــه باشـد به صورت پارتـنـوژنـز دائم روي ريشة گنـدمـيان زندگي و توليـد مثـل ميكنند.
شته گالي نارون Tetraneura ulmi (L.) (Pemphigidae, Homoptera)
شته گالي نارون از بيشتر نقاط كشور به ويژه مناطق شمالي جمع آوري شده است و اهميت اقتصادي ندارد. اين شته روي ميزبان اصلي آن كه نارون است ايجاد گال مي كند و سپس روي ريشة گندميان از جمله گندم و جو مي رود.
شته روسي گندم( Diuraphis noxia Mordvilko) (Aphididae، Homoptera)
اين شته از سراسر ايران به غير از حاشية شمالي كشور و منطقة مغان جمع آوري شده است.در سال هاي اخير خسارت اقتصادي آن از استان هاي فارس، همدان، اصفهان، كرمان، مركزي، خراسان، تهران، يزد، سيستان و بلوچـسـتان، كرمانـشـاه و لرسـتـان گزارش شده است. در سال 73-1372 به طور غير منـتـظره اي جمعيت آن به همراه Rhopalosiphum padiدر استان فارس افزايش يافته و خسارت زيادي به وجود آورده است.
برگ هاي آلوده به اين شته در امتداد طولي خود تاخورده و قرمز تا ارغواني رنگ مي شوند. ميزبان هاي آلوده به اين شته در برابر سرما حساس مي شوند.
اين شته زمستان را روي علف هاي هرز ميزبان در حاشية مزارع به سر برده و در پائيز با سبز شدن محصول روي گندم و جو مي روند. شته روسي در مقايسه با ديگر شته هاي غلات به سرما مقاوم تر است و چنانچه درجة حرارت تا حد 5 درجة سانتيگراد هم كاهش يابد قادر به توليد مثل هست، درصورتي كه اين وضعيت در ساير شته هاي غلات به چشم نمي خورد. اين شته در سال هايي كه در پائيز و زمستان درجة حرارت مساعد(بالاتر از صفر) و بارندگي كم باشد توليد مثل آن افزايش يافته و طغيان مي كند و با كاهش رطوبت نسبي وبالا رفتن درجة حرارت، تراكم اين شته افزايش مي يابد.
شته سبزيولاف Sitobion avenae (Fabricius) (Aphididae, Homoptera)
اين شته نيز در اكثر مناطق كشور از روي گندميان جمع آوري شده است و گندم، جو و يولاف از ميزبان هاي مهم آن به شمار مي آيند . در مناطق شمالي كشور و مغان جمعيت آن هميشه چشمگير است. اين شته معمولآ با ديگر گونه هاي مهم شته هاي غلات به غير از شته روسي گندم همراه است و اهميت اقتصادي زيادي دارد. برخلاف شته روسي گندم بارندگي و رطوبت براي تكثير و افزايش جمعيت آن مناسب است. در بررسي هاي نوري و رضواني(1373) در استان تهران، مجني و رضواني(1374) در گرگان و شكاريان و رضواني(1381) در استان لرستان، و اين گونه در بين شته هاي غلات، يبيشترين فراواني را داشته است.
شتة گلسرخ (Metopolophium dirhodum Walker)
(Aphididae, Homoptera)
اين شته در اكثر مناطق كشور وجوددارد. در شمال كشور، مغان و اطراف تهران جمعيت آن بيشتر است.
ميزبان اصلي آن گلسرخ است و زمستان به صورت تخم روي آنها است. در بهار پس از گذراندن يك نسل به طرف گندميان مختلف مهاجرت مي نمايند و در اواخر پائيز به سمت گل سرخ باز مي گردند. در بررسي هاي اميرنظري و همكاران(1381) بيشترين جمعيت را در بين شته هاي غلات منطقة كرج داشته است.
شتة سبزگندم، شتة سمي گندم ( Schizaphis graminumRondani)
(Aphididae, Homoptera)
اين شته از روي غلات وديگر گندميان در اكثر نقاط كشور جمع آوري گرديده است( رضواني، 1380). طبق بررسي اين شته پرجمعيت ترين گونه در منطقة سيستان بوده است. در سال هاي اخير اين شته در مقايسه با ديگر شته هاي غلات از اهميت كمتري برخوردار بوده است.
سوسک برگخوار غلات: Oulema melanopus
اين آفت در اكثر مناطق ایران وجود دارد بویژه در مزارعي كه در كنار دریاچه يا بركه باشند بيشتر ديده مي شود.
شكل شناسي:
حشره اي كوچك بطول 4-5 میلیمتر نسبتا كشيده وسر سیاه براق مایل به آبی پیش گرده نارنجی تا قرمز رنگ و بالپوش ها برنگ آبي كه روي هر يك 10خط طولي موازي ديده مي شود. رنگ پاها به استثناي ساق و پنجه زرد مايل به قرمز است. لارها برنگ زرد تا زرد مايل به قهوه اي با نقاط تيره در سطح پشتي هستند. لاروها توسط مواد زايد و لزجي بطور كامل ديده پوشيده مي شود و رنگ اصلي بدن لارو به خاطر وجود اين غلاف لزجي ديده نمي شود پشت بدن لارو كاملا برآمده است
خسارت:
اين حشره طي مراحل لاروي و بالغ با تغذيه از اپيدرم و پارانشيم سطح رويي برگ گندم و جو به موازات رگبرگ اصلي باعث كاهش سطح فتوسنتزي شده و نقصان محصول را سبب مي شود. اين تغذيه تا مر حله سنبله و گلدهي ادامه مي يابد. تغذيه بدين صورت است كه پارانشيم رويي را مي خورند ولي برگ را سوراخ نمي كنند. خسارت لاروها و محل تغذيه آنها شبيه حشرات كامل بوده در صورت شدت حمله ، بوته ها قبل از خوشه بستن ،زرد و خشك مي شوند.
زیست شناسي:
اين آفت زمستان را بصورت حشره کامل زیر خاك سطحی مزرعه، بقایای گياهي داخل مزرعه، شکاف تنه درختان و زیر پوستک های تنه بسر مي برد.در اوايل بهار حشرات زمستان گذران ظاهر مي شوند و حشرات ماده پس از استقرار، جفتگيري و در دسته هاي 2تا3عددي تخمريزي مي كنند.
لاروها پس از تكميل4مرحله لاروي وارد مرحله پيش شفيرگي شده و محفظه هايي متشكل از درات خاك و ترشحات دهاني در عمق 2.5-3 سانتي متري خاك تشكيل مي دهند ودر داخل آن تبديل به شفيره مي شوند.پس از 10روز حشره كامل ظاهر مي شود .
كنترل:
مبارزه شيميايي عليه اين آفت مقرون به صرفه نيست. در مناطقي كه برعليه پوره هاي سن گندم سمپاشي مي شود، روي اين آفت نيز موثر است. در صورت شدت حمله يعني 3لارو يا 3تخم در هربوته در مرحله غلاف باشد ويا در مرحله خوشه يك لارو در هر بوته وجود داشته باشد مي توان از سمومي مانند مالاتيون ،سوين و يا ديپتركس به نسبت 1در هزار ماده خالص استفاده نمود.
سوسک سیاه گندم: Zabrus tenebrioides
این حشره در ایران از تهران ، مشهد، سبزوار، گرگان و گنبد گزارش شده است و احتمالا در سایر مناطق نیز وجود دارد و از آفات بالقوه گندم و جو مي باشد. این آفت در مزارعي كه به آیش گذاشته نمي شوند زیاد است.
شکل شناسي:
حشره کامل:
حدوداً 15 ميلي متر طول و 6 میلیمتر عرض دارد.رنگ عمومی آن قهوه ای متمایل به سیاه و رنگ سطح پشتی سیاه براق و سطح شكمي قهوه ای تیره است .سر سیاه و شاخک 11 بتدي نخی شکل به رنگ قهوه ای متمایل به قرمز .
لارو:
لاروها كامپودئي فرم و آخرین مفصل شكمي مجهز به يك جفت زائده انتهايي است رنگ عمومی بدن سفید سر و قفسه سینه خرمايي و روي هر يك از حلقه های آن يك لكه قهوه ای كشيده شده است . طول لارو پس از رشد کامل 25-30 میلیمتر مي باشد.
خسارت:
تغذيه لاروها از جوانه ها وبرگهاي جوان گندم سبب خشك شدن برگها شده و خسارت بصورت لكه اي در مزرعه ديده مي شود لارو ها شب فعال شده و بيشتر الز بافت پارانشيمي برگ تغذيه مي كنند و مجموعه برگها فقط رگبرگ باقي مي ماند و برگ حالت رشته اي به خود مي گيرد و غالبا در كنار بوته ايجاد فرو رفتگي كرده و برگها را به داخل آن مي کشند و سپس از آنها تغذيه مي كنند.
حشرات کامل اواخر خرداد از دانه های گندم كه در مرحله شيري هستند شروع به تغذیه نموده و اوایل تابستان از دانه های سفت شده غلات تغذیه مي نمایند.
زیست شناسي:
اين حشره زمستان را بصورت لارو سن 1يا2و گاهي سن 3 سپري مي كند. لاروها در اوايل بهار با گرم شدن هوا شروع به فعاليت مي كنند و از علايم آن ايجاد گودالي در كنار بوته ها مي باشد. لاروها در طول روز در داخل گودال استراحت مي كنند و شب ها شروع به فعاليت مي كنند . در اوايل تا اواسط خرداد لاروها تبديل به شفيره مي شوند شفیره ها نيز در داخل خاك تشكيل مي شوند. حشرات كامل در اواخر بهار تا اوايل تابستان ظاهر مي شوند. حشرات كامل روزها در زير كلوخه ها و علف هاي هزر مخفي مي شوند ولی شبها از برگهاي گياهان گرامينه و دانه هاي نرم گندم تغذيه مي كنند و سپس جفتگيري كرده و تخمريزي مي كنند . تخمگذاري ممكن است به صورت انفرادي يا دستجات 3-5 تاي انجام گيرد. هر حشره ماده در طول عمر خود 40تا80 عدد تخم مي گذارد.
اين حشره داراي 3 سن لاروي است و سنين مختلف بوسيله اندازه گيري كپسول سر از هم تفكيك مي شوند. لاروها پس از تغذيه مي توانند به مدت 30-50 روز بدون دسترسي مجدد به غذا زنده بمانند. لارو اين حشره دياپوز حقيقي ندارد ولي فعاليت آن در طول سرما كاهش مي يابد. اين حشره در سال يك نسل داشته و بیشتر در مزارعي ديده مي شود كه بطور مرتب به زير كشت گندم مي روند.
کنترل زارعی:
تغيير تاریخ کاشت
رعايت تناوب : اگر مزرعه حداقل 2 سال به زیر كشت گندم و جو نرود موثر خواهد بود.
كنترل شيميايي:
گرانول پاشي : در مزارعي كه تراكم لارو آفت 2-3 عدد در متر مربع باشد مي توان از گرانول 5 يا 10 درصد ديازينون يا فورا دان 4% استفاده نمود.
سن هاي زيان آور گندم
بيش از 10 گونه سن زيان آور غلات در ايران جمع آوري و شناسايي شده اند. در بين آنها سن گندم(Eurygaster integriceps Put.) ازاهميت اقتصادي بيشتري برخوردار است.
سن گندم Eurygaster integriceps Put. (Scutelleridae, Heteroptera)
اين گونه مهم ترين آفت كشاورزي كشور ما به شمار مي آيد. به جز مناطق خوزستان، اراضي ساحلي خليج فارس، درياي عمان ، درياي خزر و كويرهاي مركزي فلات ايران، اين آفت در ساير مناطق كشور وجود دارد
(رجبي، 1379). بر اساس ميانگين سطح مبارزة شيميايي با سن گندم طي سال هاي 79-1375 استان هاي فارس، همدان، كرمانشاه، مركزي، كردستان، اصفهان، لرستان و تهران به ترتيب با 24، 7/13، 6/13، 8 ، 9/7، 1/7، 9/4 و 5/4 درصد سهم مبارزه شيميايي با سن گندم در كشور، از مهم ترين مناطق سن خيز كشور به شمار مي آيند.
سطح مبارزة شيميايي با سن گندم در 25 سال اخير روند فزاينده اي داشته است به طوري كه اين سطح از 75000 هكتار در سال 1355 به 1200000 هكتار در سال 1380 رسيده است (هيربد، 1380). تخريب مراتع و توسعة ديم زار ها خصوصآ در غرب كشور از مهم ترين دلايل گسترش مناطق انتشار و طغيان سن گندم در سال هاي اخير بوده است(رجبي،1372). در سال هاي اخير 40 -50 درصد سهم مبارزة شيميايي با سن گندم در اراضي ديم استان هاي غربي كشور كه تخريب مراتع در آنها شديد بوده است، صورت گرفته است (بغدادچي، 1371).
سن گندم هم به صورت كمي( خسارت به برگ، خشك كردن جوانه مركزي، سفيد كردن وخشك كردن سنبله ها و يا قسمتي از آنها توسط سن مادر) و هم به صورت كيفي ( سن زدگي دانه ها توسط پوره ها و سن هاي نسل جديد) خسارت وارد مي كند. طبق يك برآورد نظري در 3 ميليون هكتار اراضي آلوده كشور، در صورت عدم مبارزه با سن گندم حدود 90 هزار تن خسارت كمي و 900 هزار تن خسارت كيفي ايجاد خواهد شد.
طبق بررسي هاي بهرامي(1377) هر سن مادر به طور متوسط 61 جوانه مركزي و 2/12 سنبله را در شرايط ديم خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن 6/1 سن مادر در متر مربع است. در طرح جامع سن گندم كاهش محصول به ازاي هر سن مادر در شرايط ديم 8/43 كيلوگرم و سطح زيان اقتصادي آن 8/1 عدد در متر مربع برآورد گرديده است(بي نام، 1377). طبق بررسي هاي رضابيگي(1379) هر سن مادر در مزارع آبي در شرايطي كه ترميم خسارت صورت نگيرد، 1/3 گرم(حدود 30 كيلو گرم در هكتار) خسارت مي زند و سطح زيان اقتصادي آن حدود 3 عدد در متر مربع است. نور(1381) سطح زيان اقتصادي سن مادر را در شرايط آبي 7-8 عدد در متر مربع برآورد كرده است.
حد قابل تحمل سن زدگي دانه ها 2 درصد است و دانه هايي كه بيشتر از 2 درصد دانة سن زده داشته باشند فاقد كيفيت نانوايي هسـتند. با افزودن برخي از افزودني هـاي مجاز مي توان اين نرم را كمي افزايـش داد(عسگريان زاده، 1377).( بهرام 1377) سن زدگي دانه ها به ازاي هر پوره سن 5 را در زمان برداشت گندم ديم حدود 6/0 درصد برآورد كرده و سطح زيان اقتصادي پوره ها را 3-4 پوره در متر مربع ذكر كرده است. رضابيگي(1379) سطح زيان اقتصادي پوره ها را به طور متوسط 2/8 عدد در متر مربع برآورد كرده است. اين ميزان در ارقام رشيد و سرداري به ترتيب 3/5 و 7/6 و در ارقام فلات و گلستان كه تحمل بيشتري دارند، به ترتيب 8/11 و 6/9 عدد است. نوري(1381) سطح زيان اقتصادي پوره ها را در شرايط آبي 11-12 پوره در متر مربع برآورد كرده است.
از نظر زيست شناسي، سن گندم سرتاسر تابستان، پائيز و زمستان ( حدود 9 ماه از سال) را در پناهگاه هاي تابستانه و زمسـتانه آن در ارتـفـاعات، زير بوتـــه هاي گــون (Astragalus spp.)، درمـــنـه ( Artemisia spp.)، كــلاه مـير حــسنAcantholimon spp.)) و چوبك (Acanthophillum spp.) و در جنگل هاي بلوط غرب كشور در زير برگ هاي ريزش كرده بلوط و برخي ديگر از درختان و درختچه ها به سر مي برد. اين سن ها دياپوز داشته و در اوايل بهار به مزارع گندم و جو ريزش مي كنند. سن گندم تنها يك نسل در سال دارد(رجبي، 1379).
